قبل از قرارداد با آژانس برندینگ این ۷ سؤال را بپرسید
انتخاب آژانس چگونه باید باشد
قرارداد امضا شد، پیشپرداخت رفت و سه هفته بعد معلوم شد آژانس فقط یک قالب آماده دارد و اسم شما را رویش گذاشته. میشد با هفت سؤال ساده جلویش را گرفت. این هفت سؤال همانهایی است که من اگر جای مشتری بودم، قبل از امضا میپرسیدم.
سؤال اول: فرایند کارتان دقیقاً چیست؟
این اولین و مهمترین سؤال است. آژانسی که فرایند دارد میتواند مرحلهبهمرحله بگوید از امروز تا تحویل نهایی چه اتفاقی میافتد: اول تحقیق، بعد استراتژی، بعد هویت. اگر جواب آژانس این بود که «بستگی دارد، ببینیم چی میشه»، یعنی هر بار از صفر شروع میکند و شما آزمایشگاهش هستید. فرایند شفاف یعنی حداقل بدانی هر هفته چه چیزی باید روی میزت بیاید.
سؤال دوم: دقیقاً چه چیزی تحویل میگیرم؟
بعضی قراردادها فقط میگویند «طراحی هویت برند». خوب، هویت یعنی چه؟ یک لوگو؟ یک کتابچهی کامل؟ سند لحن و پیام؟ فایلهای قابلاستفاده برای چاپ و وب؟ تا فهرست تحویلها دقیق و مکتوب نباشد، بعدها سر هر چیزی که انتظارش را داشتی ولی نبود، دعوا میشود. جواب خوب، فهرست مشخصی است، نه یک جملهی کلی.سؤال سوم: چه کسی واقعاً روی پروژهی من کار میکند؟
خیلی وقتها آدمی که در جلسهی فروش حرف میزند، آدمی نیست که بعد از قرارداد کار میکند. بپرس: استراتژیست کیست؟ طراح کیست؟ نویسنده کیست؟ و آیا همانها در جلسهی اول هم بودند؟ نمیگویم نباید تیم تغییر کند؛ میگویم باید بدانی با چه کسانی سروکار داری و آنها کجای کار قرار میگیرند.سؤال چهارم: نمونهکار مرتبط دارید؟
نمونهکار زیبا همه دارند. چیزی که مهم است ارتباط نمونهها با مسئلهی توست. بپرس: برای چه نوع کسبوکاری کار کردهاید؟ مسئلهشان چه بود؟ چه تصمیمی گرفتید و چرا؟ نمونهای که فقط تصویر نهایی را نشان بدهد و از فرایند و دلیل حرف نزند، فقط ظاهر کار را نشان میدهد، نه فکر پشتش را.سؤال پنجم: نتیجه را چطور میسنجید؟
برندینگ را نمیشود با یک عدد سنجید، ولی میشود بدون سنجش هم رهایش نکرد. بپرس چه شاخصهایی دارید: شناخت برند، یادآوری، اعتماد، مصرف پیام. آژانسی که میگوید «ببین، قشنگ میشه» و دیگر هیچ، معیاری برای موفقیت ندارد و بعداً هم نمیشود محاسبهاش کرد.سؤال ششم: چند بار بازنگری داریم و چطور؟
بازنگری یکی از جاهایی است که بیشترین تنش از آن بیرون میآید. اگر در قرارداد تعداد و نحوهی بازنگری مشخص نباشد، یا بینهایت میشود و پروژه کش میآید، یا از اولین نظر شما قطع میشود و ناراضی میمانید. جواب خوب، تعداد مشخص با روش مشخص است، مثلاً بازنگری هر مرحله با بازخورد مکتوب.سؤال هفتم: مالکیت نهایی داراییها با کیست؟
این سؤال را اغلب فراموش میکنند. بعد از تحویل، فایلهای اصلی، فونتها و حقوق استفاده از همهی عناصر هویت به نام چه کسی است؟ باید روشن باشد که فایلهای باز و حق استفادهی کامل با شماست. برندی که ساختهای نباید گروگان آژانس باشد.حالا که سؤالها را داری...
این هفت سؤال را از هر آژانسی بپرس، از جمله ما. اگر جوابها شفاف و مکتوب بود، احتمال دعوای بعدی خیلی کم میشود. اگر طفره رفتند، همانجا چیزی فهمیدهای. همین حالا هم هر قراردادی در دست داری، با این هفت سؤال بازخوانیاش کن. شاید جواب بعضیها همینجا گم شده باشد.نکات کلیدی
• فرایند شفاف مهمتر از نمونهکار زیباست. • فهرست تحویلها باید دقیق و مکتوب باشد. • بدانید چه کسانی واقعاً روی پروژه کار میکنند. • تعداد و نحوهی بازنگری باید در قرارداد روشن باشد. • مالکیت نهایی داراییها باید با شما باشد.سوالات متداول
۱. هزینهی برندسازی را چطور بسنجم؟
هزینه را با فهرست تحویلها و مدت پروژه مقایسه کن، نه با یک عدد تنها. دو پیشنهاد با قیمت متفاوت ممکن است چیزهای کاملاً متفاوتی تحویل بدهند.
۲. چند آژانس را باید بررسی کنم؟
دو تا سه آژانس با فرایند قابل مقایسه معمولاً کافی است. بیشتر از آن اغلب فقط تصمیم را کند میکند.
۳. اگر آژانس فرایند مکتوب نداشت چه؟
یعنی احتمالاً هر پروژه را از صفر شروع میکند. میتوانی از او بخواهی همین حالا فرایندش را مکتوب کند و ببینی چقدر برایش ساده است.
۴. نمونهکار چقدر مهم است؟
مهم است، ولی فقط وقتی دلیل تصمیمها را هم نشان بدهد. نمونهی بدون توضیح فقط ظاهر کار را نشان میدهد.
۵. بازنگری بینهایت بهتر است؟
نه. بینهایت یعنی پروژه تمام نمیشود. تعداد مشخص همراه با روش مشخص هم به نفع شماست و هم به نفع آژانس.
۶. مالکیت فایلهای نهایی را کجای قرارداد بنویسم؟
در بند تحویل و حقوق استفاده. بنویس فایلهای باز و حق استفادهی کامل از همهی عناصر هویت بعد از تسویه به شما منتقل میشود.
۷. اگر در میانهی پروژه از کار راضی نبودم چه کنم؟
از همان مرحله بازخورد مکتوب بده و بخواه تأیید مرحلهای در قرارداد باشد. تأیید مرحلهای جلوی ادامهی مسیر اشتباه را میگیرد.